خبرخوان جنبش سبز

Grazr

تلویزیون رسا

Add to Google
‏نمایش پست‌ها با برچسب شهدای سبز. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شهدای سبز. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ فروردین ۲۳, سه‌شنبه

رسوایی نمایش دروغین صداوسیما در بین شهروندان پاوه

کلمه:دو ماه از شهادت صانع ژاله می‌گذرد، اما هنوز قاتل یا قاتلان او شناسایی و معرفی نشده‌اند. ماجرای رسوایی صداوسیما در معرفی پسرخاله سپاهی صانع ژاله به جای پدرش و مصاحبه با او، هنوز هم موضوع صحبت مردم پاوه است. آنها او را خائن و متهم اصلی پروژه «شهید دزدی» می‌دانند و با او قطع رابطه کرده‌اند....

Read more »

۱۳۸۹ اسفند ۲۷, جمعه

تجمع حامیان جنبش سبز بر مزار شهید کیانوش آسا


جــرس: در پاسخ به فراخوان های حامیان جنبش سبز جهت ادای احترام به جانباختگان و شهدای جنبش و خانواده های آنان در آخرین پنجشنبه سال، جمعی از مردم و فعالان جنبش سبز استان کرمانشاه، بر مزار کیانوش آسا و شهدای کرمانشاهیِ جنبش سبز تجمع کردند.
Read more »

۱۳۸۹ دی ۱۳, دوشنبه

برگزاری مراسم سالگرد شهادت شبنم سهرابی

 جرس: سالگرد شهادت شبنم سهرابی، مظلومانه و غریبانه در منزل مادر او برگزار شد.
Read more »

۱۳۸۹ دی ۹, پنجشنبه

تاکید بازپرس دادسرای نظامی بر قتل عمدی قربانیان در کهریزک

جرس: در آخرین بخش از سند دوم جنایت کهریزک ( قرار صادره نهایی به تاریخ ٨٨/٩/۵پرونده کلاسه ۵٨٧٨/٨٨ )،از صفحه نود و سه تا صد و دو، بازپرس دادسرای نظامی بر عمدی بودن قتل سه قربانی کهریزک تاکید کرده است.
Read more »

۱۳۸۹ آبان ۱۷, دوشنبه

برگزاری اولین سالگرد درگذشت پزشک کهریزک در تبریز

جرس: اولین سالگرد درگذشت رامین پوراندرزجانی، پزشک کهریزک، روز جمعه بیست و یکم آبان ماه تبریز برگزار می شود.
Read more »

۱۳۸۹ تیر ۵, شنبه

تجلیل موسوی و رهنورد از صبر و استقامت همسر شهید چگینی

جرس: مهندس میرحسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد در تماس تلفنی با همسر شهید محرم چگینی ،کارگری که در تظاهرات ۲۵ خرداد به شهادت رسیده بود ،از وی دلجویی کردند و صبر و استقامت وی را ستودند.

به گزارش خبرنگار کلمه ، معصومه چگینی همسر شهید چگینی ضمن تشکر از دلجویی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد آخرین وضعیت پرونده همسرش را بیان کرد و گفت که از پیگیری شکایتش برای شناسایی قاتلان همسرش دست بر نخواهد داشت.

معصومه چگینی همچنین گفت : تا وقتی زنده است راه همسر شهیدش را ادامه خواهد داد و از مهندس موسوی و دکتر رهنورد نیز خواست که راه شهدای جنبش را ادامه بدهند.

شهید محرم چگینی کارگر زحمت کشی بود که سال گذشته در ۲۵ خرداد ماه در تظاهرات مسالمت آمیزی که مردم برای پس گرفتن رای شان به خیابان آمده بودند؛ مقابل پایگاه بسیج با ضرب گلوله کشته شد و حتی فیلم تیر خوردن ، به زمین افتادن و بلند کردن پیکرش از روی زمین توسط دوربین های شاهدان به ثبت رسید اما پیکر بی جان او در یکی از شهرک های اطراف تهران پیدا شد.

معصومه چگینی همسر محرم بارها و بارها در مصاحبه های خود تاکید کرده که تا آخرین لحظه زندگی اش شکایتش را پس نمی گیرد و می خواهد بداند قاتل همسرش کیست.
Read more »

۱۳۸۹ خرداد ۳۱, دوشنبه

ما همچنان سبز و پابرجا ایستاده ایم

نامه فرزند شهید موسوی به پدرش به مناسبت روز پدرجرس: فرزند شهید سید علی موسوی به مناسبت روز پدر نامه ای برای پدرش نوشت.

به گزارش کلمه، وی در بخشی از نامه خود آورده است: تو خود خوب می دانی که ما همگی محکم، پابرجا و همچنان سبز ایستاده ایم و راه سبزت را ادامه خواهیم داد. پس در آستانه میلاد مولای عدالت پیشه مان علی(ع) رضایتت را از ما اعلام کن. لااقل به خوابمان بیا و دست پرمهرت را بر سرمان بکش که سخت دلتنگ و آرزومند آنیم.


فاطمه موسوی در ادامه می‌نویسد: من در گذر زمان ایستاده ام همچون درختی تنومند و سبز که ریشه هایی قوی در دل خاک دارد و تنش از گزند بدخواهان و تبر جنگل بانان آسیبی نمی بیند و به مظلومیتت سوگند که تا گرفتن انتقام خون تو از پا نمی نشینم و از افشای حقایق باکی نخواهم داشت.

گفتنی است سید علی حبیبی موسوی، خواهرزاده میرحسین موسوی، ششم دی ۱۳۸۸ در جریان مراسم عزاداری روز عاشورا از ناحیه کتف مورد ضرب گلوله قرار گرفت و قبل از رسیدن به بیمارستان، شهید شد.


او در زمان شهادت یک دختر ۱۷ ساله و یک پسر ۷ ساله داشت و برادرش، ابراهیم موسوی پیش از این در جنگ کشته شده بود.

متن نامه فرزند شهید موسوی به شرح زیر است:

بنام خداوند قادر متعال

سلام پدر، ۶ ماه است که واژه پدر برایم غریب شده است. ۶ ماه است که دیگر سلامهایم جوابی برایشان پیدا نمی شود. حسرت گفتن یک پدر و شنیدن جواب، ۶ ماه است که مرا می آزارد. صدای زنگ در و سلام های بلند و توأم با خنده های تو هنوز در گوشم طنین انداز است و چه سخت است که تو آن جا باشی و من این جا روز پدر را برایت جشن بگیرم. خاطرت هست که مناسبت ها را خودم کیک می پختم و منتظر می شدم تا تو بیایی و کیک را در حضور تو می بریدم. امسال هم به بهانه روز پدر کیک می پزم و رویش با سبز می نویسم: پدر شهیدم روزت مبارک. هدیه امسال را خودم برایت می آورم، چند شاخه گل و لبخندی که بر روی لبانم نشسته است و می دانم که تو را شاد می کند.

به پسر ۸ ساله ات که تازه باسواد شده می گویم واژه پدر را خودش برایت بنویسد و همراه با گل ها بر سر مزارت بیاورد، پسری که با شوق حروف الفبا را یاد گرفت تا بتواند با نوشتن نامت تو را خوشحال کند. افسوس که آنها دلشان به چشمان غمناک پسر کوچکی هم رحم نکرد و او اولین بار نام تو را در دفترش این گونه نوشت: "شهید سیدعلی موسوی حبیبی" و با شوقی کودکانه به من نشان می داد که: فاطمه ببین درست نوشته ام و من بغضم را مثل همیشه فرو می خوردم و می گفتم: آره درسته عزیزم، نمره ات بیست است. نمره تو و پدر شهیدمان.

مادرمان نیز سخت دلتنگ است ولی محکم ایستاده تا جای تو را هم برایمان پر کند، حتی سعی می کند اشکهایش را از ما مخفی کند تا دلمان نلرزد ولی من خوب می فهمم در قلبش طوفانی برپاست. پدرجان! تو خود خوب می دانی که ما همگی محکم، پابرجا و همچنان سبز ایستاده ایم و راه سبزت را ادامه خواهیم داد. پس در آستانه میلاد مولای عدالت پیشه مان علی(ع) رضایتت را از ما اعلام کن. لااقل به خوابمان بیا و دست پرمهرت را بر سرمان بکش که سخت دلتنگ و آرزومند آنیم.

پدرم، بابای خوبم، دلم تنگ است برای خنده هایت، برای شوخی هایت، برای دست های نوازشگرت، برای شانه هایت که تکیه گاهی محکم برایمان بود. همیشه می گفتی تا من هستم از هیچ چیزی نترس ولی الان که نیستی…. اما نه، تو باعث شدی که تکیه گاهی محکمتر پیدا کنم.«خدا» کسی که امانتش را از ما گرفت و خود کفیل ما شد و من راضیم به رضای او، می دانم که مرا به آزمایشی سخت مبتلا کرد تا من حضورش را پررنگ تر از قبل حس کنم و این طور هم شد و من بسیار خوشحالم که تو در کنار او آرامش یافته ای.

به قول دکتر شریعتی: "شهید انسانی است که در عصر نتوانستن و غلبه نیافتن با مرگ خویش بر دشمن پیروز می شود و اگر دشمن را نمی کشد، رسوا می کند." و در مورد تو نیز این گونه شد و شهادت مظلومانه ات، رسوایی بزرگی را برای دشمنان به بار آورد و من ۶ ماه است با افتخار سرم را بالا گرفته ام و برای همیشه افتخار می کنم که پدرم شهید راه آزادی است و من فرزند چنین شهیدی.

به گفته شهید مطهری: "مپندارید که شهدا رفته اند و ما مانده ایم بلکه آنها مانده اند و گذر زمان ما را با خود برده است."

و من در گذر زمان ایستاده ام همچون درختی تنومند و سبز که ریشه هایی قوی در دل خاک دارد و تنش از گزند بدخواهان و تبر جنگل بانان آسیبی نمی بیند و به مظلومیتت سوگند که تا گرفتن انتقام خون تو از پا نمی نشینم و از افشای حقایق باکی نخواهم داشت.

پدرم! چه کنیم که تو برای این دنیا ساخته نشده بودی، دلت جای دیگری بود دلتنگ او بودی و وعده هایش و عاقبت چه زیبا و عاشقانه به سوی محبوبت شتافتی، برو سفر بخیر ولی هراز گاهی به ما هم سری بزن.


"رفت تا از گرد زمین پاک بماند آسمانی تر از آن بود که در خاک بماند"

پدرم روزت مبارک. امیدوارم خدا به همراه دیگر شهدای راه آزادی روزتان را برایتان جشن بگیرد. ببخش مرا که دیگر قلمم توان ندارد تا بیشتر از دلتنگی هایی که خود بیش از همه به آن آگاهی، برایت بنویسد. بدان که ما راضی هستیم به رضای خدا و شادیم به شادی تو.

پدرم دیده به سویت نگران است هنوز/ غم نادیدن تو بار گران است هنوز


آن قدر مهر و وفا بر همگان کردی تو/ نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز

دخترت فاطمه

Read more »

۱۳۸۹ خرداد ۳۰, یکشنبه

امروز؛ اولین مراسم سالگرد شهادت ناصر امیر نژاد از شهیدان ۲۵ خرداد ماه

جـــرس: مراسم اولین سالگرد شهادت ناصر امیرنژاد از شهدای ۲۵ خرداد ماه ۸۸، بعد از ظهر روز دوشنبه ۳۱ خرداد ماه در سالن اجتماعات مسجد الرسولِ میدان کاج تهران برگزار می شود.


به گزارش پایگاه اینترنتی «رای ما کجاست»، ناصر امیرنژاد ، دانشجوی یاسوجیِ مهندسی هوا فضا، در دانشگاه آزاد تهران واحد علوم و تحقیقات بود که درجریان درگیری های پس ازانتخابات سال گذشته ۲۵ خرداد ۸۸ اطراف میدان آزادی به شهادت رسید.


قرار است مراسمی به مناسبت اولین سالگرد شهادت ناصر امیر نژاد روز دوشنبه ۳۱ خردادماه ساعت ۴ تا ۵/۳۰ در سالن اجتماعات مسجد الرسول، میدان کاج تهران برگزار شود.


در وبلاگی که دوستان وی راه اندازی کرده اند، مجموعه ای ازخاطرات و درد دل های دوستان ناصر ، اندیشه های او و شرحی بر اتفاقات پیش و پس ازشهادت او بیان شده است.


لازم به ذکر است بیست و پنجم خرداد ماه امسال، بمناسبت سالگرد شهادت جمعی از حامیان جنبش سبز در جریان تظاهرات میلیونی سبزها در ٢۵ خرداد ۸۸، خانواده های داغدار آن شهدا و همچنین گروه زیادی از مردم، علیرغم حاکمیت جو پلیسی – امنیتی و کنترل و ممانعت های ویژه، طبق قرار قبلب، بر مزار آن شهیدان در شهرهای مختلف گردهم آمده و با حضور گسترده در قطعه ٢۵۷ بهشت زهرا و مزار رامین رمضانی، سهراب اعرابی، علی حسن پور، محرم چگینی و ... ، سالگرد شهدای ٢۵ خرداد را گرامی داشتند .


در جریان تظاهرات میلیونی ٢۵ خرداد سال گذشته، تعداد زیادی از تظاهر کنندگان، توسط یگان ویژه پاسداران، شبه نظامیان بسیج و لباس شخصی ها، هدف اصابت گلوله یا باتوم قرار گرفته و جان باختند.


Read more »

فضای سنگین امنیتی در مراسم سالگرد شهدای سی خرداد و سکوت مادران داغدار

جرس: اولین سالگرد شهدای سی خرداد نیز همانند سالگرد کشته شدگان راهپیمایی ۲۵ خرداد با تدابیر شدید امنیتی برگزار شد.

تماس تلفنی خبرنگار جرس با چند تن از خانواده هایی که بر مزار جان باختگان حضور داشتند، با سکوت سنگین آنان و فریادهای ماموران نیروهای امنیتی همراه شد.

خانم نیک پی، مادر اشکان سهرابی در حال بازگشت از بهشت زهرا، با صدای متاثر گفت: مردم خیلی خوب هستند، همه آمدند، اما....نمی توانم حرف بزنم، شرایط خوبی نیست. از صحبت کردن معذورم بدارید.

سکوت این روزها پاسخ بسیاری از خانواده های شهدا است.

خانم رستمی،مادر ندا آقاسلطان نیز به جرس گفت مراسمی برای دختر شهیدش برگزار نخواهد کرد و تنها برای گرامی داشت یاد او به بهشت زهرا خواهد رفت. او هم در برابر پرسش های دیگر سکوت را ترجیح داد.

جمعی از خانواده های شهدای بیست و پنجم خرداد نیز امروز با حضور در بهشت زهرا، خانواده های شهدای سی خرداد را همراهی کردند.

خانم مصطفایی، همسر علی حسن پور که از بهشت زهرا با خبرنگار جرس گفتگو می کرد، گفت: وقتی بر مزار ندا نشسته بودیم ماموران بارها از ما می خواستند که زودتر فاتحه بخوانیم و بهشت زهرا را ترک بکنیم.

وی گفت: مردم بر مزار شهدای سی خرداد به صورت پراکنده حضور پیدا می کردند اما با اینکه هنوز هوا تاریک نشده است، برخی از خانواده ها بهشت زهرا را ترک کرده اند و ظاهرا از آنها خواسته اند که مراسم سوگواری را زودتر خاتمه دهند.

امروز سی ام خرداد، در حالی برگزار شد که پیش از این نهادهای امنیتی این خانواده ها را از برگزاری هرگونه مراسم منع کرده است و بدین ترتیب خانواده ها نیز اعلام کرده اند هیچ مراسمی برگزار نخواهند کرد و تنها برای برافروختن شمعی به بهشت زهرا خواهند رفت.

علی رغم فشارها و تهدیدات امنیتی، برخی از شهروندان و مردم معمولی به صورت خودجوش امروز در بهشت زهرا حضور یافته و با نثار گل و برافروختن شمع یاد جان باختگان راهپیمایی مسالمت آمیز سی خرداد را گرامی داشتند.


در حالی که تمام دنیا این روز را به یاد کشته شدگان این روز سوگوار هستند، نیروهای امنیتی در مراسم عزاداری این روز حضور پررنگی در کنار خانواده ها دارند، تا آنجا که گفته می شود نیروهای امنیتی و لباس شخصی، برخی از خانواده ها ی کشته شدگان را به صورت مسلح و مستمر در کنار آرامگاه جان باختگان، همراهی می کنند.

همچنین بر اساس این گزارش نیروهای امنیتی از نزدیک شدن مردم به مزار شهدای سی خرداد ممانعت به عمل آورده و خواستار پایان مراسم گرامی داشت شهدا در این روز «حساس» شده اند.


Read more »

۱۳۸۹ خرداد ۲۸, جمعه

برگزاری مراسم سالگرد شهادت مصطفی غنیان در مشهد، تحت تدابیر امنیتی

جـــرس: به مناسبت سالگرد شهادت مصطفی غنیان، از جانباختگان حوادث بعد از انتخابات، عصر روز پنجشنبه ۲۷ خرداد ماه ۸۹، بیش از هزار نفر از سبزهای مشهد، در مراسمی که خانواده آن شهید در صحن حرم امام رضا برگزار کرده بودند، حاضر شده و ادای احترام کردند.


به گزارش سامانه خبری دانشجو نیوز، در این مراسم که تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار می شد، خانواده شهید غنیان بر بی‌گناهی فرزندشان تاکید کردند و از مردم مشهد به خاطر همدردی و حضور در این مراسم تشکر نمودند.


گفتنی است حضور گسترده نیروهای امنیتی و لباس شخصی ها، در اطراف آن محل و در داخل جمعیت، کاملا مشهود بود.


شهید مصطفی غنیان دانشجوی مشهدی مقیم تهران، در شامگاه ۲۶ خرداد ۸۸، در حالی که روی پشت بام ساختمانی در حال سر دادن بانگ «الله اکبر» بود، به ضرب گلوله به شهادت رسید. او پس از گذشت چند دقیقه از اصابت گلوله‌ای که به سوی سر او شلیک شده و شقیقه‌اش را سوراخ کرده بود، در آغوش پدرش جان داد. پدر وی، حاج محمد تقی غنیان،از چهره های سرشناس انقلابی مشهد، هنگام بازگشت از یک سفر، به منزل دانشجویی فرزندش می رود که آن اتفاق فوق رخ می دهد. پیکر مصطفی، بعد از انتقال به مشهد، در حرم امام رضا به خاک سپرده می شود.


پدر شهید غنیان سال گذشته در مراسم ترحیم فرزند شهیدش در مسجد قبا شهر مشهد گفته بود: "... فرزندم این لیاقت را داشت که در راه آزادی ملت مسلمان و عزیز ایران تنها سرمایه اش را که جانش بود غریبانه نثار کند."


وی در شکایت نامه ارسالی خود به هیئت نظارت بر مطبوعات آورده بود "خبر روزنامه وطن‌امروز و ایران مبنی بر شکایت اینجانب از مهندس موسوی جعلی و سراسر دروغ است."
Read more »

۱۳۸۹ خرداد ۲۶, چهارشنبه

برگزاری اولین سالگرد شهیدان سبز ٢۶ خرداد ۸۸

جـــرس: بیست و ششم خرداد ماه امسال، اولین سالگرد شهادت مصطفی غنیان، حسین اخترزند، محمد نیکزاد و شیلر خضری، چهار تن دیگر از شهدای جنبش سبز است که در جریان اعتراضات بعد از انتخابات، توسط ماموران حکومت به شهادت رسیدند.

بنا به گزارش نوروز، مصطفی غنیان دانشجوی مشهدی مقیم تهران، که در شامگاه ۲۶ خرداد ۸۸، در حالی که روی پشت بام ساختمانی در حال سر دادن بانگ «الله اکبر» بود، به ضرب گلوله تک‌تیراندازهای مستقر در محله سعادت آباد به شهادت رسید. او پس از گذشت چند دقیقه از اصابت گلوله‌ای که به سوی سر او شلیک شده و شقیقه‌اش را سوراخ کرده بود، در آغوش پدرش جان داد. پدر وی، حاج محمد تقی غنیان،از چهره های سرشناس انقلابی مشهد، هنگام بازگشت از یک سفر، به منزل دانشجویی فرزندش می رود که اتفاق فوق رخ می دهد. پیکر مصطفی، بعد از انتقال به مشهد، در حرم امام رضا به خاک سپرده می شود.

پدر شهید غنیان در مراسم ترحیم فرزند شهیدش در مسجد قبا شهر مشهد گفته بود: "... فرزندم این لیاقت را داشت که در راه آزادی ملت مسلمان و عزیز ایران تنها سرمایه اش را که جانش بود غریبانه نثار کند."


محمدتقی غنیان در شکایت نامه ارسالی خود به هیئت نظارت بر مطبوعات آورده بود "خبر روزنامه وطن‌امروز و ایران مبنی بر شکایت اینجانب از مهندس موسوی جعلی و سراسر دروغ است."


سایت ندای سبز آزادی از مشهد خبر داده است که مراسم مصطفی غنیان ساعت شش روز پنجشنبه ٢۷ خرداد، در صحن حرم امام رضا برگزار خواهد شد.


شهید محمد نیکزادی، مهندس عمران، ۲۲ ساله در روز سه شنبه ۲۶ خرداد به دلیل اصابت گلوله به سینه در میدان ونک شهید و شنبه ٣۰ خرداد در قطعه ۲۵۷ به خاک سپرده شد.


شهید بانوی دانشجوی کرد، شلیر خِضری، اهل شهر پیرانشهر، روز ۲۶ خرداد در میدان بهارستان تهران، هنگام حمله نیروهای لباس شخصی به راهپیمایی مسالمت آمیز مردم، در اثر اصابت گلوله جان باخت . پیكر وی در شهر پیرانشهر، از سوی خانواده اش به خاك سپرده شد .


كانون حمایت از خانواده جان باختگان و بازداشتی ها نیز خاطرنشان کرد چهارشنبه ٢۶ خرداد، سالروز شهادت حسین اختر زند درچهارباغ اصفهان است.

بنا به گفته یکی از کارمندان بیمارستان شریعتی اصفهان، هنگامی كه شهید حسین اخترزند مجروح بود ماموران می خواستند او را از بیمارستان منتقل کنند که وی در حین فرار از روی پشت بام یکی از ساختمانهای منتهی به خیابان چهارباغ بالا به روی زمین پرت شده و بر اثر ضربه مغزی جان می بازد. وی مجرد ونان آور خواهران وبرادرانش بوده است.
Read more »

۱۳۸۹ خرداد ۲۵, سه‌شنبه

سوگواری شهدای ۲۵ خرداد با تدابیر شدید امنیتی

جرس: مراسم سالگرد شهدای راهپیمایی بیست و پنجم خرداد با تدابیر شدید امنیتی در بهشت زهرا برگزار شد.



بنابه گزارشات رسیده به "جرس" جمعیت چشمگیری از مردم تهران همراه با خانواده های جان باختگان راهپیمایی بیست و پنج خرداد، بعد از ظهر روز سه شنبه بر آرامگاه شهدا حاضر شدند و با نثار گل و روشن کردن شمع نسبت به آنها ادای احترام کردند

لادن مصطفایی همسر شهید علی حسن پور به جرس می گوید: مردم علی رغم حضور نیروهای انتظامی، ما را در بهشت زهرا تنها نگذاشته اند و این قوت قلب همه ماست که امروز بعد از یک سال احساس کردیم تنها نیستیم.

وی با بیان این نکته که مردم با حضور در قطعه های مختلف بهشت زهرا، بر مزار شهدا با قرار دادن شاخه های گل و روشن کردن شمع نسبت به آنها ادای احترام می کنند افزود: همزمان ماموران امنیتی بالای سرما می ایستند و اعلام می کنند مراسم را باید تا ساعت هفت عصر تمام کنید و به خانه هایتان برگردید.

خانم مصطفایی همچنین یاد آور می شود: ماموران امنیتی با امکانات فیلمبرداری در کنار خانواده های عزادار قرار گرفته اند و از مردمی که دسته دسته وارد بهشت زهرا می شوند، فیلمبرداری می کنند.

وی تصریح کرد، مردم به این صحنه ها توجه نمی کنند و همراه و همدل با خانواده های شهدا نشان دادند که ما را تنها نخواهند گذاشت.

همسر شهید علی پور می گوید هیچ گونه برخورد خشونت آمیزی صورت نگرفته است و نیروهای امنیتی نیز تنها تلاش می کنند مردم را متفرق کنند. اجازه نمی دهند مردم سر خاک شهدا توقف کنند.

وی ادامه داد: خانواده های سهراب اعرابی، محرم چگینی و بسیاری دیگر از شهدای دیگر در بهشت زهرا حضور داشتند و مردم نیز خطاب به خانواده های شهدا بارها تکرار می کردند: غم شما غم ما هم هست، و همین برای ما ارزشمند است.

گزارش های دیگر از سایت های خبری حاکی است جمعی از مردم قصد دارند امشب با حضور در خانه برخی از شهدای بیست و پنج خرداد با روشن کردن شمع و اهدای شاخه گل، یاد و خاطره جان باختگان را گرامی دارند.

گزارش های تکمیلی ارسال می شود.
Read more »

لغو مراسم سالگرد کیانوش آسا در پی فشار نهادهای امنیتی

جرس: بنا بر گزارش‌های رسیده از کرمانشاه، در پی فشار نهادهای امنیتی بر خانواده‌ی کیانوش آسا، مراسم سالگرد جان‌باختن وی که قرار بود عصر فردا در تالار اخترشاد کرمانشاه برگزار شود، لغو شد.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، خانواده کیانوش آسا اعلام کرده‌اند در صورت برگزار نشدن مراسم در تالار اخترشاد و ممانعت نهادهای امنیتی، مراسم را، عصر فردا در منزل شخصی خود واقع در ميدان مصدق، پشت مجتمع ارگ برگزار خواهند کرد و پذیرای شرکت‌کنندگان خواهند بود.

کیانوش آسا، متولد فروردین ۱۳۶۳ در کرمانشاه و دانشجوی ترم چهارم کارشناسی ارشد رشته مهندسی شیمی در دانشگاه علم و صنعت ایران بود.

او در جریان تظاهرات روز دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در میدان آزادی تهران ناپدید شد و روز ۳ تیر ماه ۱۳۸۸ در سردخانه پزشکی قانونی توسط خانواده‌اش شناسایی شد، آسا در اثر اصابت دو گلوله کشته شد.

Read more »

۱۳۸۹ خرداد ۲۴, دوشنبه

خانواده های سه شهید ۲۵ خرداد: فردا به بهشت زهرا می رویم

جرس: خانواده شهید سهراب اعرابی، محرم چگینی و علی حسن پور، سه تن از خانواده های شهدای بیست و پنج خرداد در گفتگو با جرس اعلام کردند: علی رغم تمامی تهدید ها و فشارها، فردا به مناسبت سالگرد این شهدا به بهشت زهرا خواهند رفت تا در کنار عزیزان خود، یاد از دست رفتگان راهپیمایی مسالمت آمیز سال گذشته را گرامی بدارند.

مادر سهراب اعرابی، یکی از کشته شدگان راهپیمایی ۲۵ خرداد، خبر از حمله خشونت آمیز برخی از نیروها به منزل شخصی خود می دهد و ضمن اعتراض شدید خود به عدم تامین امنیت خانواده شهدا توسط دولت جمهوری اسلامی، می گوید: باید اعلام کنند اینها چه کسانی هستند که همسایه و اهالی شهرکی که سهراب متعلق به آن است را آزار می دهند و با حمله وحشیانه ای که تنها از مغول ها و شعبان بی مخ ها بر می آمد، به منزل شخصی مان یورش برده اند و دو تا شمعی که همسایه ها برای سالگرد سهراب روشن کرده بودند را با خشونت خاموش کرده اند. برای همین از همین جا اعلام می کنم، من تامین امنیت جانی ندارم و اگر فردا اتفاقی برای من افتاد مسوول مستقیم آن را جمهوری اسلامی می دانم.

علی چگینی برادر محرم چگینی یکی دیگر از کشته شدگان راهپیمایی بیست و پنج خرداد به جرس می گوید: فردا ساعت پنج تا هفت عصر مراسم یادبود برادرم در بهشت زهرا برگزار می شود و تا کنون نیز بسیاری دیگر از خانواده های شهدا اعلام کرده اند همزمان به بهشت زهرا خواهند رفت. دانشجویان و مردم معمولی زیادی با ما تماس گرفته اند و ما هم به آنها گفته ایم که حضور آنها در مراسم سالگرد برادرم از دیدگاه خانواده هیچ اشکالی ندارد، اما در مورد برخوردهای امنیتی ما هیچ اطلاعی نداریم.

لادن مصطفایی، همسر شهید علی حسن پور نیز به جرس می گوید: این حق ماست تا برای سالگرد کسانی که بیگناه و تنها برای یک اعتراض در راهپیمایی بیست و پنج خرداد کشته شده اند، به بهشت زهرا برویم و به عزیزان مان بگوییم که دل مان با آنهاست ، واقعیت این است که همه می خواهند روزی که فرزندان و همسران و یا هر عضوی از خانواده شان به شهادت رسید، حداقل با امنیت کامل بر سر مزار آنها بروند چون می دانیم جرم کسانی که کشته شدند، فقط اعتراض بود که متاسفانه با گلوله جواب شان را دادند.

در آستانه سالگرد انتخابات ریاست جمهوری ایران، برخی از کسانی که اعضای خانواده آنها در راهپیمایی اعتراضی علیه انتخابات در خیابان کشته شدند، تهدید به سکوت و برخی دیگر با تماس های تلفنی خبرگزاری متعلق به سپاه جمهوری اسلامی ایران، فارس ترغیب به مصاحبه علیه جنبش سبز و برخی دیگر نیز با تلاش های صدا و سیما برای تهیه اعترافاتی علی سران جنبش مواجه شده اند.

در این، میان برخی از خانواده های کشته شدگانی که تن به مصاحبه با صدا و سیمای جمهوری اسلامی و خبرگزاری فارس نداده اند اعلام کرده اند، در صورتی که تهدیدات علیه خانواده های کسانی که در راهپیمایی های اعتراضی علیه انتخابات ریاست جمهوری کشته شده اند، ادامه یابد، هرگونه اتفاقی که برای این خانواده ها رخ دهد مسوولیت مستقیم آن با جمهوری اسلامی خواهد بود.

پروین فهیمی، مادر شهید سهراب اعرابی که با توجه به فشارها و کنترل های امنیتی وارد شده به خانواده خود، بسیار متاثر و آزرده بود، با صدایی که هم فریاد می زد و هم با بغض همراه بود در خصوص حمله خشونت آمیز ماموران به منزل شخصی خود، مراسم راهپیمایی ۲۵ خرداد سال گذشته و عدم دلایل خود برای نامه به محمود احمدی نژاد و مسایل دیگر جزییات جدیدی را مطرح کرد که متن کامل این گفتگو در پی می آید:


خانم فهیمی! فردا سالگرد کشته شدن سهراب و شهدای دیگر در خیابان های تهران است، دلم می خواهد خیلی صریح از شما بپرسیم آیا از بیاینه آقایان موسوی و کروبی که مردم را از آمدن به خیابان منع کردند، دلگیر نشدید وقتی دیدید که قرار نیست مردم بعد از کشته شدن فرزندان شما به خیابان بیایند و در دفاع از حق هموطنان از دست رفته خود، همانند خرداد سال ۸۸ راهپیمایی برگزار کنند؟

راستش را اگر بخواهید بدانید، نه. خیلی هم خوشحال شدم، وقتی بیانیه را دیدم. اینهایی که من دیده ام به هیچ جوانی رحم نمی کنند، جوان کشی برایشان راحت است. اگر باز مردم به خیابان می آمدند به راحتی می کشتند، چرا باید خون جوانان ما را بریزند و بعد هم وقتی پاسخگو نبودند خود جنبش سبز را متهم به ریختن این خون ها کنند. اگر به هر جوانی در خرداد امسال آسیب می رسید انگار سهراب مرا دوباره می کشتند. مردم وقتی بیرون مرا می بینند، محبت شان را نشان می دهند، همبستگی و همدلی هایشان را نشان می دهند و برای مراسم سالگرد امسال نیز بارها به منزل ما آمده اند و گفته اند که می خواهند همراه ما به بهشت زهرا بیایند ولی من نمی خواهم به مردم هیچ آسیبی برسد. اینها بی رحمانه به همسایه های ما به جوان های شهرکی که سهراب متعلق به این شهرک است حمله می کنند و جوانان را می برند. چرا باید جوانان این کشور که فقط اعتراض دارند اسیر دست دولتی شوند که دروغ می گوید؟


کی و چگونه حمله کرده اند؟

تازگی ندارد، در مراسم چهارشنبه سوری آمدند ریختند در شهرک و جوان ها را بردند فقط برای اینکه چند شاخه گل جلوی خانه ما می گذارند، مردم را تهدید می کنند، در مراسم روز عاشورا مثل مغول ها حمله کردند به شهرک. همسایه ها و اهالی شهرک را آزار دادند، وقتی پریشب، همسایه ها چند تا شمع جلوی خانه ما روشن کرده بودند، آقایان به شکل وحشیانه ای به خانه ما حمله کرده اند، شمع ها را هم خاموش کردند و از خشونت آنها همسایه ها اعتراض می کردند آزرده شده بودند. در مراسم های مختلف وقتی مردم یادی از ما می کنند، اینها هم به سرعت حمله می کنند، مثل مغول ها و بدتر از شعبان بی مخ ها، من نمی دانم این همه وحشتی که از مردم دارند کی تمام می شود اما خوب می دانم که این رفتارهای وحشیانه نشان دهنده ضعف یک نظام است.

ممکن است با این فشارهایی که یاد کرده اید، مراسمی برای سهراب و شهدای دیگر هم در بهشت زهرا برگزار نشود؟

من کاری به این تهدیدات ندارم، برای مادری که عزیزترین اش را از دست داده است مگر چه چیزی بالاتر از فرزند وجود دارد. من خودم تنها می روم بهشت زهرا . هیچ هراسی هم ندارم. به خدا راضی نیستم به مردم هیچ آسیبی برسد، چند روز است که استرس گرفته ام چون می دانم مردم سهراب را تنها نمی گذارند، دلم آشوب است که مردم بیایند و باتوم بخورند. تنم می لرزد وقتی فکر می کنم جوانی برای همراهی با سهراب بیاید و تنش از خشونت این حکومت زخمی شود. هرکسی هم که با من تماس گرفت، حتی به بستگانم هم گفته ام به بهشت زهرا نیایند، خودم تنها می روم.

خانواده شهدای دیگر هم می خواهند فردا بروند بهشت زهرا. می گویید از مردم هیچ توقعی ندارید، از موسوی و کروبی و از سران جنبش سبز چطور؟ به نظر شما آنها باید چگونه همراهی کنند؟

متاسفانه هر کس بخواهد حرفی بزند، طرف مقابل قدرت دارد و جواب هر اعتراضی را با چماق و باتوم و گلوله و زندان می دهد. چه توقعی می توان داشت وقتی فضا تا این اندازه امنیتی است. با اسلحه به مردم و فعالین سیاسی و جنبش سبزی ها حمله می کنند، نمی خواهند باور کنند که یک نیروی عظیمی در ایران وجود دارند که معترض هستند، این مردم معترض در خود ایران وجود دارند و حق شان است که اعتراض کنند. باید به مردم جواب بدهند کسانی که در این کشور اجازه حمل اسلحه دارند چه گروهی هستند و متعلق به کجا هستند، یعنی نیروی انتظامی نمی داند چه کسانی با اسلحه به فعالین سیاسی و به مردم حمله می کنند؟

می گویند نیروهای خودسر حمله می کنند و احمدی نژاد هم که دیشب در برنامه زنده تلویزیونی اعلام کرده است، دولت ایشان راضی به آزار رساندن مردم نیست و حتی برخوردهای خشنی که با جوانان هم اخیرا صورت می گیرد به دولت ایشان ربطی ندارد.

دروغ می گوید. به اسم دولت است، اگر نیست، پس دولتی که توان برقراری امنیت ملت را ندارد دیگر نامش دولت نیست. اصلا فرض کنیم که راست می گویند و نیروهای خودسر می زنند جوانان مردم را لت و پار می کنند، دولتی که نتواند در طول همین یک سال پیدا کند این گروه های خودسر از کجا تغذیه می کنند دولت نیست. این ها آدم را دیوانه می کند، که دهان هر منتقد دولت را بسته اند و بعد می نشیند و می گویند آزادی وجود دارد. بعد هم که می بینند یک سیل عظیم مردم به خیابان می آیند ناگهان وحشت می کنند و گلوله می کشند و بعد هم می گویند خودسر بوده.

تا به حال به خود آقای احمدی نژاد یا دولت نامه نوشته اید و همین حرف ها را به آنها هم گفته اید؟

احمدی نژاد رییس جمهور ما نیست که به ایشان نامه بنویسم. خیلی ها ایشان را به عنوان رییس جمهور ایران قبول ندارند. کسی که صدای این همه معترض به نتیجه انتخابات را نمی شنود اصلا مورد قبول ما نیست که بخواهیم برایش نامه بنویسیم.

به هر حال ایشان الان رییس دولت است و رسانه های وابسته به دولت ایشان هم می گویند مسوول کشته شدن جوانان سران جنبش و کسانی هستند که به خیابان آمده اند.

جنبش خود مردم هستند، موسوی و کروبی در تمام این مدت از حق مردم برای یک اعتراض ساده دفاع کردند، آقایان باید جواب بدهند از چه ترسیدند، وحشت شان از چه بود که معترضان را کشتند و بعد در رسانه و صدا و سیما خانواده ها حتی یک کلمه در مورد این همه آدم که به خاک و خون کشیده شد ننوشته اند.

به تازگی نوشته اند و طرح شکایت از موسوی و کروبی را برای کشته شدن شهروندان هم عنوان کرده اند

این موسوی و کروبی و جنبش سبز است که باید از صدا و سیما و دولت شکایت کنند که کشته شدن جوانان را به دروغ انکار می کنند. چرا صدا و سیمای جمهوری اسلامی نمی آید با خود من مصاحبه نمی کند. من پا برهنه برای انقلاب سال ۵۷ به خیابان رفتم و جمهوری اسلامی شکل گرفت حالا همان جمهوری اسلامی باید پسر جوان مرا در خیابان بکشد؟ من این اجازه را نمی دهم . این من هستم که باید از چنین نظامی شکایت کنم. از هیچ کسی به جز خدا هم نمی ترسم و باور دارم تنها حکومتی که از خدا نمی ترسد می تواند تا این اندازه به مردمش ظلم کند، به مردم اش حمله کند و طاقت چند شاخه گل و شمع را هم در محفل عزاداری ما نداشته باشد و الان هم که با شما حرف می زنم تمام مکالمات ما را دارند شنود می کنند، لحظه به لحظه زندگی ما را تحت نظر گرفته اند و به هر بهانه ای سر و کله شان در شهرک ما پیدا می شود و امنیت را از ما گرفته اند، بگذار صد تا کنترل برای ما بگذارند، به کسانی که صحبت های ما را الان دارند می شنوند از همین جا می گویم؛ من چیزهایی در راهپیمایی های پارسال دیده ام که دیگر از هیچ چیزی نمی ترسم و خوب می دانم چه کسانی به روی مردم گلوله می کشند، دلم با خدا است و شما چون خدا را ندارید تا این اندازه وحشت کرده اید و به جان مردم افتاده اید و شب و روز دور و بر خانه های مردم پرسه می زنید تا مبادا اعتراض کنند.

چه چیزی در راهپیمایی پارسال دیده اید؟

خیلی چیزها که بعدا بیشتر و بیشتر خواهم گفت، اما یک نمونه کوچک آن همین است که جلوی چشم های ما به کسانی که با باتوم به جان مردم افتاده بودند پول می دادند، یعنی حتی حساب و کتاب هایشان با باتوم به دستان را چلوی چشم های ما انجام می دادند تا ببینیم و بیشتر بترسیم که اینها برای کشته شدن مردم حاضرند پول خرج بکنند، صدا و سیما این همه پول داده است که یک خانمی را بیاورد تا در مورد کشته شدن ندا فیلم بسازند.

آیا در مورد کشته شدن سهراب هم تا به حال هیچ سناریویی ساخته اند؟

من به آنها اجازه چنین کاری را نمی دهم. به خدا مادر ندا خیلی طاقت دارد که این فیلم ها را در صدا و سیما می بیند من پدرشان در می آوردم اگر چنین دروغ های سخیفی را در مورد سهراب تحویل مردم می دادند. باید بیایند اعتراف کنند که سهراب و جوانان دیگر را واقعا چه کسانی کشتند. باید جرات کنند و پای صحبت ما مادران بنشینند. ما حکومت را از آنها نمی خواهیم. حکومت مال خودشان، اما تا جواب ما را ندهند، رهایشان نمی کنیم. تا پاسخ ندهند چه کسی مجوز حمل اسلحه در راهپیمایی های مسالمت آمیز را صادر کرده است و چه کسی مجاز است خون هم وطن خود را بریزد، ساکت نمی شوم. قوه قضاییه و مجلس باید پاسخگو باشند.

مشخصا به چه نماینده ای در مجلس نامه نوشته اید؟

من به آقای ابوترابی نماینده مجلس نامه نوشتم، به او گفتم دنبال بچه من بگرد، جوابی نداد، وقتی جنازه بچه ام را پیدا کردم هم حتی یک تماس ساده هم نگرفتند. هم من و هم سهراب در انتخابات همین مجلس شرکت کرده بودیم، این کسانی که در مجلس نشسته اند نماینده های کدام مردم هستند؟ چرا حتی یک خط جواب نامه های مرا نداده اند؟ قوه قضاییه که می گویند مستقل است چرا جواب ما را نداد، همه مردم دیدند من برای پیدا کردن جسد بچه ام چه دردهایی کشیدم اما از این مجلس و از این قوه قضاییه هیچ صدایی در نیامد. من که هرگز به دولت احمدی نژاد نامه نخواهم نوشت اما تا مجلس و قوه قضاییه پاسخ نامه های مرا ندهند، نمی بخشم و ساکت هم نمی شوم.

به عنوان آخرین سوال فردا را چگونه می بینید؟ هم سالگرد شهادت سهراب و شهدای دیگر است و هم سالگرد بزرگترین راهپیمایی اعتراضی مردم در سال گذشته.

چند شب پیش که به خانه ما حمله کردند و شمع ها را خاموش کردند، معلوم بود که با ایجاد وحشت می خواستند ما را خانه نشین کنند، برای من دیگر هیچ فرقی ندارد که فردا و فردا ها چه بلایی سر خودم می آورند، اگر فردا تمام خانه مرا هم محاصره کنند، باز هم به بهشت زهرا می روم تا به سهراب بگویم، در تمام این یک سال فراموشش نکردیم، به سهراب باید بگویم، تو فقط دنبال رای گمشده ات رفتی، تو به این حکومت، به این شورای نگهبان ، به این انتخابات اعتماد کرده بودی و رای دادی، اما وقتی تو را کشتند، دیگر همه چیز تمام شد، ما دیگر به شورای نگهبان و کسانی که ادعای عدالت دارند به راحتی اعتماد نمی کنیم . از دیدگاه یک نظامی که همه مردم را مجرم می داند شاید با مرگ سهراب همه چیز تمام شده باشد اما باید فردا بروم بالای سر سهراب بایستم و به بگویم: تو را کشتند ولی یک نسل زنده شد، صدای تو و دوستان دیگرت همه جای این کشور شنیده می شود. پسرم در راهپیمایی خرداد ماه سال گذشته دنبال حق اش رفته بود، باید به پسرم بگویم: آرام باش سهراب عزیزم که صدای حق خواهی تو این روزها همه جا شنیده می شود.

با تشکر از فرصتی که در اختیار جرس گذاشتید

Read more »

 
Cheap Web Hosting | Top Web Hosts | Great HTML Templates from easytemplates.com.